نظر علي الطالقاني

172

كاشف الأسرار ( فارسى )

مطلب سوّم در بيان خاصيّت انسان . بدان كه هر چيزى را اثرى و خاصيّتى است و به لحاظ آن خاصيّت او را اسمى است ، و چون آن خاصيت در او نباشد آن اسم نيز از او برداشته شود ، اگر در بعضى اسم بماند چه ثمر ؟ زيرا كه احدى شك نكند كه پستى و بلندى و عزت و ذلّت و قيمت و بىقيمتى و ثواب و عقاب همه دائر مدار خاصيت و رسم است نه اسم . گلابى كه عطر ندارد و سركه كه ترشى او بالمرّه تمام شده نه آن گلاب است و نه اين سركه ، و از درجه اعتبار و قيمت بيفتد و به قدر آب خالى هم قرب و قيمت ندارد ، بايد او را در جاى مناسب او ريخت كه مزبله باشد ، و چون درخت سيب سيب نياورد و يا خشك شود لياقت غير از تيشه و تبر ندارد و هكذا . و امّا آنان كه حيات و روح دارند و اعتنائى به شأن ايشان هست از چهار قسم بيشتر نباشند . اوّل بهائم ، چو گاو و خر و اسب و اشتر و گوسفند . خاصيّت اين‌ها قوت شهوت راندن و كار كردن است ، و چون از توالد و تناسل و كار كردن افتادند ايشان را يا دور اندازند و يا ذبح نمايند . دوّم درندگان و موذيان ، چون گرگ و شير و پلنگ ، و خاصيّت ايشان شكستن و دريدن است و به ملاحظه اين خاصيت محل تشبيه شوند ، گويند فلان كس سگ است و فلان شير است ، و اگر از اين خاصيّت بيفتند كسى به ايشان اعتنا نكند و فرار نكند و تشبيه نكند . سوّم شياطين ، و خاصيّت ايشان مكر و حيله و راهزنى و فريب دادن و گمراه كردن است ، و به جهت همين خاصيّت است كه بر ما لازم است هميشه از ايشان پناه بريم به خدا چنانچه مادر مريم ( ع ) عرض كرد أُعِيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ 121 ( آل عمران ) و از حضرت باقر ( ع ) است با پدر بزرگوارش در دعاى هر روز ماه مبارك رمضان و اعذنى فيه من الشّيطان الرّجيم و همزه و لمزه و نفثه و نفخه و وسوسته 122 تا آخر ، و به سبب همين خاصيت است كه لعين و رجيم و مردود درگاهند ، و جمعى از ايشان كه ترك شر و فتنه نمودند و به شرف اسلام داخل شدند برادر ايمانى ما گشتند و عوض لعن بايد ايشان را دعا كنيم و دوست بداريم و خداى تعالى در قرآن مجيد در مقام مدح ايشان برآمد و در سورهء احقاف و جن ياد ايشان نمود و قصد ايشان فرمود ، و مكرر خدمت پيغمبر ( ص ) و ائمه ( ع ) مىرسيدند و با ايشان ملاطفت و التفات مىفرمودند ، و فرداى قيامت هم مستحق بهشت و كرامتند ، با آن كه اسمشان همان اسم است و جسمشان